في زمنٍ يُباع فيه كلّ شيء،
أُحبكِ،
هم يفاوضون على الأرواح
وأنا أكتب اسمكِ على قلبي بلا ثمن.
در روزڪَاری ڪه همه چیز فروخته میشود،
تو را دوست دارم،
آنها بر سر جانها چانه میزنند،
و من نامت را بیهیچ بهایی بر دلم مینویسم
#آسيا_عباس
أُحبكِ،
هم يفاوضون على الأرواح
وأنا أكتب اسمكِ على قلبي بلا ثمن.
در روزڪَاری ڪه همه چیز فروخته میشود،
تو را دوست دارم،
آنها بر سر جانها چانه میزنند،
و من نامت را بیهیچ بهایی بر دلم مینویسم
#آسيا_عباس
.
دلبری آمد و چشمان
مرا غارٺ ڪـــرد
بانڪَاهش غم جانان
مرا غارٺ ڪـــرد......
همچو خورشید سحر
آمد و بر جان ٺابید
مـــهر رویش مهِ
ٺابان مرا غارٺ ڪرد .....
#ریحانه
#رقیه_بدرپور
دلبری آمد و چشمان
مرا غارٺ ڪـــرد
بانڪَاهش غم جانان
مرا غارٺ ڪـــرد......
همچو خورشید سحر
آمد و بر جان ٺابید
مـــهر رویش مهِ
ٺابان مرا غارٺ ڪرد .....
#ریحانه
#رقیه_بدرپور
.
ڪَونه هایٺ سیب را
یاد بهشٺ انداخٺه اسٺ
آه از آن ڪَندم ڪه ڪَیسوی
ٺوخرمن ڪرده اسٺ......
#غلامرضا_اکبرزاده_باغبان
ڪَونه هایٺ سیب را
یاد بهشٺ انداخٺه اسٺ
آه از آن ڪَندم ڪه ڪَیسوی
ٺوخرمن ڪرده اسٺ......
#غلامرضا_اکبرزاده_باغبان
.
لم يعد احد يقبل يجرب
هذة الحياة مرتين
الي انا الذي احبك
هیچ ڪس حاضر نیسٺ
این زندڪَی را
دو بار ٺجریه ڪند
جز من ڪه دوسٺٺ دارم
#احمددریس
لم يعد احد يقبل يجرب
هذة الحياة مرتين
الي انا الذي احبك
هیچ ڪس حاضر نیسٺ
این زندڪَی را
دو بار ٺجریه ڪند
جز من ڪه دوسٺٺ دارم
#احمددریس
.
ٺورا در جزئیاٺٺ دوسٺ دارم،
در مڪثها،
در نفسهایی ڪه میڪشی؛
بیآنڪه بدانی نڪَاهٺ میڪنم.....
#گابریل_مائورو
برگردان: #غزل_قربانپور
ٺورا در جزئیاٺٺ دوسٺ دارم،
در مڪثها،
در نفسهایی ڪه میڪشی؛
بیآنڪه بدانی نڪَاهٺ میڪنم.....
#گابریل_مائورو
برگردان: #غزل_قربانپور
.
؏شـق یعنی ڪه ٺو باشی
و من و بوســه و لب
؏شـق یعنی ڪه نفس های
ٺـو و خلوٺ شب......
طعم لبهای ٺو از بس
ڪه حلاوٺ دارد
چه به ڪار آید از این
لحظه مرا قند و رطب.....
#نازنین_زهرا_نوریان
؏شـق یعنی ڪه ٺو باشی
و من و بوســه و لب
؏شـق یعنی ڪه نفس های
ٺـو و خلوٺ شب......
طعم لبهای ٺو از بس
ڪه حلاوٺ دارد
چه به ڪار آید از این
لحظه مرا قند و رطب.....
#نازنین_زهرا_نوریان
.
پرم از روشنی گرچه به ظاهر سرد و خاموشم
من آن کهنه شرابم که درونِ خمره میجوشم
هوسناک و هوسانگیزی از این رو هر آیینه
برای عاشقی کردن کنارت سخت میکوشم
ندارم هیچ جایی جز طراواتخانهٔ حُسنت
بگیرم تنگ در آغوش و غوغا کن در آغوشم
دو تا نزدیکِ هم هستیم و پروایی نمیبینم
میانِ صحبت لبهای تو با لالهٔ گوشم
نمینوشم شراب از دستِ ساقی یا لبِ ساغر
فقط زان می که میریزد ز لبهای تو مینوشم
من آن سروم که با یادت تمامِ عمر در هر فصل
همیشه سبزم و رنگی دگر جز این نمیپوشم
من از داراییِ دنیا کهفانی است و باقی نیست
فقطدلخوشبهاینعشقمکهبارینیستبردوشم
#مریم_جلالوند
پرم از روشنی گرچه به ظاهر سرد و خاموشم
من آن کهنه شرابم که درونِ خمره میجوشم
هوسناک و هوسانگیزی از این رو هر آیینه
برای عاشقی کردن کنارت سخت میکوشم
ندارم هیچ جایی جز طراواتخانهٔ حُسنت
بگیرم تنگ در آغوش و غوغا کن در آغوشم
دو تا نزدیکِ هم هستیم و پروایی نمیبینم
میانِ صحبت لبهای تو با لالهٔ گوشم
نمینوشم شراب از دستِ ساقی یا لبِ ساغر
فقط زان می که میریزد ز لبهای تو مینوشم
من آن سروم که با یادت تمامِ عمر در هر فصل
همیشه سبزم و رنگی دگر جز این نمیپوشم
من از داراییِ دنیا کهفانی است و باقی نیست
فقطدلخوشبهاینعشقمکهبارینیستبردوشم
#مریم_جلالوند
.
قیمٺی بڪَذار در بازار
؏شـقٺ پــای دل
میخری این قلب خسٺه،
جان ؏ـاشق را ٺو چند؟
یڪ ڪلام ای نازنین
بهـر ٺـسلای دلم
ڪَر دهی زهر از لبانٺ
بهر من باشد چو قند.....
#بیتا_خزلی
قیمٺی بڪَذار در بازار
؏شـقٺ پــای دل
میخری این قلب خسٺه،
جان ؏ـاشق را ٺو چند؟
یڪ ڪلام ای نازنین
بهـر ٺـسلای دلم
ڪَر دهی زهر از لبانٺ
بهر من باشد چو قند.....
#بیتا_خزلی
.
آورده ام دل؛ زینٺ
شیدایی ام با ٺو
ٺسڪین ٺشویش
دل دریایی ام با ٺو.......
دار و ندارم را به دسٺٺ
دادم و ڪَفٺــم
آٺش زدن بر خرمن
دارایی ام با ٺو.....
#زهرا_وهاب_ساقی
آورده ام دل؛ زینٺ
شیدایی ام با ٺو
ٺسڪین ٺشویش
دل دریایی ام با ٺو.......
دار و ندارم را به دسٺٺ
دادم و ڪَفٺــم
آٺش زدن بر خرمن
دارایی ام با ٺو.....
#زهرا_وهاب_ساقی
.
صبح آمده از
؏شـق خبر آورده
همراه صبا بوی
سَمن آورده......
ٺا مَسٺ ڪند
روح منِ ؏ـاشق را
یڪ باغ پر از
عِطر ٺو را آورده.....
#نسرین_جهاندیده
صبح آمده از
؏شـق خبر آورده
همراه صبا بوی
سَمن آورده......
ٺا مَسٺ ڪند
روح منِ ؏ـاشق را
یڪ باغ پر از
عِطر ٺو را آورده.....
#نسرین_جهاندیده
.
لبهایم،
به ٺوان ابدیٺ
در صورٺ و مخرجِ لبهایٺ،
ضرب میشوم در آغوشٺ،
ٺا امٺدادِ معادلاٺِ دلٺنڪَی...
و پُر میشود پَرهایم
از ٺڪرار سما؏ خواسٺنٺ،
در چرخشِ بی نهایٺِ دلداڪَی...
#لاله_پارسا
لبهایم،
به ٺوان ابدیٺ
در صورٺ و مخرجِ لبهایٺ،
ضرب میشوم در آغوشٺ،
ٺا امٺدادِ معادلاٺِ دلٺنڪَی...
و پُر میشود پَرهایم
از ٺڪرار سما؏ خواسٺنٺ،
در چرخشِ بی نهایٺِ دلداڪَی...
#لاله_پارسا