Telegram Web Link
لعنت به اینترنت
لعنت به اینترنت
لعنت به اینترنت
لعنت به اینترنت
👍46😭7😡6👏1😁1
تجربه‌هایم از بی‌برقی امروز به‌روز شد.
😢8
به ابزار‌فروشی‌ شدم
موتوربرق باریده بود
😁18😢4
ملی شدن نفت، شکل و روش زندگی ما ایرانیان را عوض کرد.
از آغاز تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ حوادث و وقایع طوری پیش رفت که تا همین امروز، تحت تاثیر آن روزگار هستیم. بله، نفت شکل و روش زندگی‌مان را تغییر داد. یعنی ما هرگز به قبل از آن روزها برنگشتیم و با اینکه سال‌هاست بوی نفت از خانه‌های‌مان رفته است اما همچنان گرفتار نفتیم. و خواهیم بود.
😢11👏3
این کتاب یک دید خوب از نفت و دولت‌های نفتی به ما می‌ده. به‌ویژه از حوادث دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی تو ایران. حتما تو برنامه بذارید و بخونید.

https://nashreney.com/product/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C/
👍2
فقط روایت تاریخی دارم. وقتی در ایران مشروطه شد نه ترکیه وجود داشت، نه پاکستان، نه هیچکدام از کشورهای حوزه خلیج‌فارس و نه عربستان. افغانستان هم کشوری مستقل نبود و سراسر شمال ایران تزارها بودند.
مشروطه ایرانی واقعا بزرگ است.
20👍4
مصدق در ریلز جا نمی‌شود

امسال از آن سال‌هایی بود که مصدق بیش از همه این سال‌ها نقد شد. کلا با یک بازگشت به گذشته و به‌ویژه دوره پهلوی مواجه‌ایم و آدم‌ها و اتفاقات آن دوره دوباره بازخوانی می‌شوند.

نکته‌ای که می‌خواهم درباره مصدق و ملی شدن صنعت نفت بگویم این است که مراقبت کنید در فهم مصدق و آن دوره در دام اینستاگرام نیفتید. به‌ویژه اگر بی‌مطالعه یا کم‌مطالعه درباره این موضوع هستید بیشتر مراقب باشید که محتوای اینستاگرامی شما را گول نزند.

مصدق در اینستاگرام یا خوب خوب است یا بد بد و اگر حواس‌مان نباشد از آن همه تاریخ و تحولات به برداشت سطحی از مصدق می‌رسیم که اغلب خواسته جریان‌های سیاسی است.

از من می‌شنوید اگر چیزی درباره آن روزگار و مصدق نمی‌دانید، سعی نکنید از اینستاگرام بفهمیدش. ندانستن از مصدق بهتر از دانستنی است که همه ماجرا را به شما نمی‌گوید و اصلا مگر می‌شود زندگی یکی مثل مصدق را در ریلز گفت و نتیجه‌گیری کرد؟

اگر دوست دارید مصدق را بشناسید باید برایش دوره مطالعاتی تعریف کنید و یا پای مناظره‌ها و سخنرانی‌های آدم‌های صاحب اندیشه بنشینید.
هر چه جز این باشد، دریافتی ناقص از مصدق است.

باقی بقای‌تان

@resaki
👍163👏2
در جلد چهارم کتاب « تاربخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی»، بخشی از خطابه انوشیروان که این مسکویه نقل کرده است، به فارسی ترجمه شده است‌.

محتوای سخنان خسرو انوشیروان، درخشان است:

«غمخواری اهل نیاز و مهمان‌نوازی غریبان را بر خود فرض بدانید، هر کس با شما همجوار است، حق جوار او را گرامی دارید، با مردمانی که از ملت‌های دیگر در میان شما بسر می‌برند نیک رفتاری کنید زیرا آنان در پناه من هستند، آنها را نومید مسازید و بر آنها ستم روا مدارید و بزرگی مفروشید و سخت‌گیری مکنید، زیرا سخت‌گیری موجب نافرمانی گردد.
در برابر برخی از آزار آنان شکیبا باشید، امانت و پیمان خود را نگه دارید و آنچه را که از اینگونه اخلاق به شما سفارش کردم حفظ کنید، زیرا ما هرگز ندیدیم که ملک و ملتی نابود شود جز با ترک این اخلاق، و نه ملکی به زیور صلاح آراسته گردد جز با پیروی از این اخلاق و در همه کارها اعتماد ما به خداوند است.»

#محمدی_ملایری
@resaki
12👏2
شیوه رندی | رضا ساکی
در جلد چهارم کتاب « تاربخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی»، بخشی از خطابه انوشیروان که این مسکویه نقل کرده است، به فارسی ترجمه شده است‌. محتوای سخنان خسرو انوشیروان، درخشان است: «غمخواری اهل نیاز و مهمان‌نوازی غریبان را بر خود فرض…
در کتاب «جاویدان خرد» آمده است:

«ریاست جز با حسن سیاست تمام نشود و کسی که ریاست خواهد باید که بر دشواری‌های آن شکیبا باشد.»
یا:
«سروری جز با نیک‌رفتاری به سامان نرسد و آن‌که سروری خواهد، باید بر سختی‌های آن بردبار باشد.»
#محمدی_ملایری
👍122
در خدمت و خیانت کمدی

رضا ساکی: هزل محترم است. مولوی، سنایی، عبید، ایرج، یغما، خاقانی، عمران صلاحی و... هزل گفته‌اند و سروده‌اند. هزل‌گویی معلمی است و تعلیم اخلاق است اما هزل درآوردن از چیزی که هزل نیست، لودگی است.
اینجا می‌خواهم نشان بدهم چرا «این شوخی» با شاهنامه، لودگی است و مبتذل است.
بدیهی است که با شاهنامه می‌توانیم شوخی کنیم و باید شوخی کنیم و همانطور که قبلا هم گفته‌ام شاهنامه مقدس نیست. اما این مورد خاص از شوخی با شاهنامه، لوده است و لودگی ابتذال است.

در هزل اگر شاعر بخواهد به عضو جنسی مردانه اشاره کند یا نامش را می‌برد یا تشبیه‌اش می‌کند. هدف شاعر از چنین کاری یا نقد روابط میان آدم‌هاست، یا شکستن تابوهاست یا می‌خواهد با داستانی جنسی یا درباره عمل جنسی، حرفی دیگر بزند. همانطور که استاد «کریم زمانی» درباره هزل‌‌های مولانا می‌‌گوید که از دل آتش آبی گوارا بیرون می‌کشد.

اما اگر ما به سراغ شاهنامه برویم و بخواهیم یک مار را به عضو جنسی مردانه تشبیه کنیم، کارمان سخیف، مبتذل و بی‌مایه است. مبتذل یعنی مستعمل، یعنی تکراری و شوخی این طوری از بی‌هنری است. یکی از مواردی که در این کلیپ به آن پرداخته شده است این دو بیت است:
«پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره‌گون»
و کمدین بیت اول را مصداق عضو جنسی گرفته است و در ادامه می‌گوید ببخشید یک سوراخ ندارد، دو تا دارد و سوراخ چشم یک مار است. و بعد تصویری که مانند هر چیزی است جز مار، وارد صفحه می‌شود.
من هیچ مشکلی با هزل ندارم و از دوستداران هزلم اما هزل عرصه‌ هنرمندی است. شاید دشوارترین کار در انواع شوخ‌طبعی است. با اینکه یک خانم هزل بگویید هم مشکلی ندارم، مشکل من با لودگی است. اینکه به دم‌دستی‌ترین شکل ممکن، جلوی چشم هزاران بیننده این محتوای سخیف را بر زبان بیاوری، غم‌انگیز است.

کمدین اگر ذره‌ای مطالعه در هزل داشته باشد و اگر کمی با شاهنامه دم‌خور باشد می‌تواند بهترین محتوای طنز را بگوید. اما خب هر دوی آنچه گفتم، بسیار دشوار است. شاهنامه لعنتی ۵۴ هزار بیت است و تاریخ هزل در شعر و ادب فارسی به هزار و خرده‌ای سال پیش برمی‌گردد که ابیات‌شان دست‌کم یک جلد شاهنامه است.
خب، از همین بی‌حوصلگی و بی‌مایگی، همین شوخی سطحی تولید می‌شود.
.
#هزل #شعر #شاهنامه #فردوسی #شوخی #کمدی #طنز #رضاساکی #ادبیات #ایران #ادب #هنر
.
@resaki
👍22👏81
این طنز را یازده سال پیش نوشتم:

درباره مهد سگ و خدمات 3g

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - طنز روز

رضا ساکی: دو خبر تقریبا هم‌زمان منتشر شده‌اند. یک خبر درباره «مهد سگ» در تهران و یک خبر درباره 3g شدن همراه اول و ایرانسل.
خبر اول بسیاری از طبقات جامعه را تکان داد. یک عده گفتند ما بچه داریم ولی نمی‌توانیم بچه‌های‌مان را در مهد ثبت‌نام کنیم اما آنها سگ‌شان را در مهد ثبت‌نام می‌کنند. یک عده گفتند ما هم بچه داریم هم سگ، ولی هزینه مهد کودک و مهد سگ برای‌مان زیاد است. یک عده گفتند آیا می‌شود بچه و سگ با هم به یک مهد بروند؟ یک عده گفتند سگ و بچه چه؟ یک عده گفتند ما سگ داریم که مثل بچه‌مان می‌ماند ولی پول‌مان به مهد سگ نمی‌رسد و بچه‌مان در خانه تنهاست. خلاصه مهد سگ بحث داغ این روزهای مردم است. برخی حتی عقیده دارند که آنهایی که با بچه‌های مردم در مهد کودک رفتاری خارج از دایره بشری دارند همان‌هایی هستند که احتمالا مدتی در مهد سگ کار کرده‌اند و یا نصف روز در مهد سگ هستند.

برای قشر دلواپس اما مهد سگ مسئله‌ مهمی نیست. آنها همین که سگ توی خیابان نباشد و بی‌حجاب و سگ وارد بوستان نشود کافی است. برای آنها خدمات 3g مهم است. یعنی مهم است خدمات 3g نباشد نه این که مهد سگ نباشد. چون مهد سگ چیز مهمی نیست. مگر چقدر خانواده در تهران زندگی می‌کنند که می‌توانند سگ‌شان را بگذارند مهد سگ، خب بگذارند. مهم نیست. اما از 3g خیلی‌ها می‌توانند استفاده کنند و 3g برملاکننده است. سگ نهایتش نجس است که نجاستش با شستن و غسل کردن رفع می‌شود اما اگر مثلا ریز نمرات بنده وارد 3g بشود و دست مردم بیفتد تا ابد پاک نمی‌شود و تا دنیا دنیاست به اشتراک گذاشته می‌شود.

این طوری است که دلواپس می‌کوشد با 3g مقابله کند. چگونه؟ معلوم است. با روش همیشگی: آیا می‌دانید جوان‌های مردم با آمدن 3g می‌توانند در حالی که در اتوبوس نشسته‌اند فیلم بی‌تربیتی ببینند؟
حالا شما خودتان با خودتان خلوت کنید و به این پرسش پاسخ بدهید که آیا مهد سگ مبتذل واقعی است یا فیلم بی‌تربیتی؟ یا هر دو؟

باقی بقای‌تان!
@resaki
😁62👍2👏1
گفت‌گوی محمد فاضلی و حجت میان‌آبادی با رسانه «آزاد» دو بخش و حدود ۵ ساعت و خرده‌ای است.

اگر می‌خواهید بر مسئله‌ آب تسلط اولیه پیدا کنید، دیدن این دو بخش الزامی است. با دقت و تمرکز.


https://www.youtube.com/watch?v=1-zm2EvFr-g
https://www.youtube.com/watch?v=Ub0fmR3fEmg
👍4😨2👏1
ظهر توی توییتر می‌چرخیدم که دیدم این بیت را آورده‌اند و مطلبی درباره آن شوخی با شاهنامه گفته‌اند:

«شما را به جان و به یزدان سپند
که بر من مباد آن دل تنگ و بند»

این بیت از یک کیلومتری معلوم است که از شاهنامه نیست. خلاصه که بدانید و آگاه باشید.

#شاهنامه_گردی
👍124
قابل نیست
توی میوه‌فروشی بودم و داشتم طبق معمول به اندازه خرید می‌کردم که حیف‌ومیل نشود. چهارتا شلیل برداشته بودم و مشغول جدا کردن انجیر بودم که خانمی شاید ۶۰ ساله وارد شد و مستقیم رفت سراغ سبد گوجه که گوجه‌های خراب تویش بود. پرسید: گوجه چند؟ مغازه‌دار گفت: سی، سی و پنج. خانم به کاهو اشاره کرد. میوه‌فروش گفت: سی و پنج، چهل. بعد به طرف دیگر مغازه اشاره کرد و گفت: گوجه از اونجا بردارید. خانم پرسید: چند؟ مغازه‌دار به آذری شیرین گفت: سی. حالا شما جدا کنید.
خانم شاید یک کیلو گوجه و کاهویی متوسط برداشت. فروشنده گفت: قابل نیست و کارت را از خانم گرفت و کشید. خانم نگاهی به فیش پرداخت کرد و آرام گفت: ممنونم.
نمی‌دانم چقدر کارت کشید اما دیدم که گوجه و کاهو را اصلا روی ترازو نگذاشت.
@resaki
49😢7
پاسخ به یک پرسش مهم

چرا برخوردها درباره شاهنامه این طور است؟

رضا ساکی: برخی می‌گویند کسانی که به کار آن خانم کمدین اعتراض کردند خودشان تا حالا شاهنامه خوانده‌اند؟ اینجا می‌خواهم نشان بدهم این حرف چقدر درست نیست.

می‌دانم این ایده از کجا آب می‌خورد و چه کسانی پیگیری‌اش می‌کنند اما از شما می‌پرسم: حتماً دست‌کم یک بار درباره خشک شدن دریاچه ارومیه اعتراض کرده‌اید، یا به تغییر نام خلیج‌فارس یا مثلا شاید نوشته‌اید که چرا فیلم «قاتل و وحشی» اکران نمی‌شود. آیا وقتی این چیزها را گفته‌اید و نوشته‌اید به شما گفته‌اند مگر تخصص محیط زیست یا سینما داری که درباره این مسائل حرف می‌زنی؟ یا گفته‌اند مگر چند فیلم دیده‌ای یا ساخته‌ای که درباره اکران فیلم حرف می‌زنی؟
اما درباره شاهنامه سریع گریبان آدم را می‌گیرند که مگر خودت چقدر شاهنامه خوانده‌ای!

پاسخ: برای دفاع از شاهنامه یا خلیج‌فارس یا کوروش بزرگ یا هر تکه‌ای از فرهنگ و هنر ایران نیاز نیست که حتماً شاهنامه‌خوان، شاهنامه‌پژوه، هخامنشی‌شناس یا اکولوژیست باشیم. مگر وقتی می‌گوییم پورسینا ایرانی است باید قبلش کل کتاب‌های او را خوانده باشیم؟ یعنی باید همه کتاب‌های نظامی را بخوانیم بعد بگوییم او ایرانی است؟

شاهنامه هویت ماست و با ماست، چه هرگز نخوانده باشیمش، چه کم خوانده باشیمش. البته که بهتر است شاهنامه را خوانده باشیم چه خودش را چه داستان‌هایش را به نثر، اما در هر صورت در پاسداشت هویت ایرانی از هیچ چیز نهراسید و در دام محتوایی که شکل می‌دهند نیفتید.

چپ‌ها و پان‌ها دشمن ایرانند و شما برای اینکه بگویی فوتبال شجاع خلیل‌زاده تمام شده است، نیاز نیست عکس با شورت ورزشی داشته باشی.

زنده‌باد فردوسی ✌️
.
#فردوسی #شاهنامه #شعر #ادبیات #ایرانشهر #ایران #ایرانی #خلیج_فارس #رضاساکی #نقد #کمدی #کتابخوانی #کتابخانه #کناب #شاعر #غزل #هخامنشیان #سینما #فیلم #خراسان
25👏10👍4
حدود ۲۵۰ سال پیش فردی به نام میرزا محمدبخش، نام‌بردار به «آشوب هندی»، به قول خودش رگ غیرتش به جوش می‌آید و بر ضد فردوسی و بر وزن شاهنامه، مثنوی می‌گوید و به قول خودش از خجالت فردوسی گبرپرست درمی‌آید:

«به کفری کز آن گبرم آمد به گوش / رگ غیرت دینم آمد به جوش
ز حد گلیمش فرو مانده پا / فرو بسته در چشم شرم و حیا
که کرده به شهنامه خود رقم / به طعن عرب از زبان عجم»

دکتر محمدامین ریاحی در «سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی» به این آدم پرداخته است.

اما واقعیت این است با همه عصبانیت به فردوسی توهین می‌کند اما چون شعر را می‌شناسد، لحظه‌های درخشانی هم در شوخی با فردوسی دارد.

این آشوب هندی به دلیل همین کار نزد مردم و اهالی شعر، منفور بوده است.

شاید بعدا بیشتر درباره‌اش نوشتم.
#شاهنامه_گردی
@resaki
👍91
یک دلار داشتم، از صبح پیداش نمی‌کنم. یعنی لای کدوم کتابه؟
😁16😢14🤝1
در شب ماشه پناه می‌برم به سینمای فانتزی. شما هم کنجی پیدا کنید.
👍122
حکایت پایانی از بخش نخست بوستان، روایتی است که می‌توانید بخوانید و امروز سیاست خارجی کشور را در نظر بیاورید.

این بخش به روش تاجنامه‌ها یا اندرزنامه‌های ساسانی سروده شده است و سعدی از شاهنامه در پرداخت آن، بهره‌ها برده است:

https://ganjoor.net/saadi/boostan/bab1/sh32

#سعدی #بوستان #شاهنامه_گردی
👍61
2025/08/29 20:09:33
Back to Top
HTML Embed Code: